نقد فیلم Lamb: ساباتیک، مرزی میان خدا و شیطان

زمان مطالعه: ۶ دقیقه

«محتواهای که می‌توانند مشغولمان کنند بدون این‌که به آن‌ها باور داشته باشیم، واقعا می‌توانند به لحاظ عاطفی تکانمان دهند.» نوئل کرول فلسفه‌ی وحشت؛ یا تناقضات دل

بیایید با یکی از جزئیات مهم که «برّه» (دانلود فیلم Lamb با لینک مستقیم) را به داستانی زیبا و هیپنوتیزم‌کننده بدل می‌کند، شروع کنیم، درست همانند «نوئل کرول» که در مطالعه‌ی برانگیزنده‌اش به تفاوت میان باورهای عملی و باور به وجود محتمل اعتنا نمی‌کند و این پیش‌فرض فراگیر را رد می‌کند که ما به لحاظ عاطفی تنها وقتی تکان می‌خوریم که باور داشته باشیم ابژه‌ی عاطفه‌ی ما وجود دارد. فرایندی که در این فیلم رخ می‌دهد و امر غریبی که نمودار می‌شود، طبق همین الگو حرکت می‌کند؛ روایات وحشتی از جنس بازتابیده باورهایی که سال‌ها پیش رهایشان کردیم. امر غریبی که هراس و وحشت را برمی‌انگیزد، در وهله‌ی اول نامانوس است اما کم‌کم درمی‌یابیم که چیزی نو یا بیگانه با واقعیت نیست و فی‌الواقع در ذهنمان امری ریشه‌دار و آشنا است. اخبار سینمای جهان را از ۳۰نما دنبال کنید.

ساباتیک، مرزی میانِ خدا و شیطان

فانتزی وهم‌آلود، ظریف و هراسناکِ «والدیمار یوهانسون» که در سکانس‌های آغازین، عجیب و غریب به نظر می‌رسد و کم‌کم به دنبال ریشه‌های آشنا در ذهنمان می‌گردیم، داستان ماریا (نومی راپاس) و شوهرش، اینگوار (هیلمیر سنیر گوناسون) است که در طبیعت بکر ایسلند، در میان کوه‌های سر به فلک کشیده و دره‌های سرسبز و پوشیده از مه و غرق در سکوت که به نوعی خبر از جریاناتی ناپایدار و شوم می‌دهد، به کار دامپروری و کشاورزی مشغولند. زن و شوهری تنها که در گذشته‌ی نزدیک فرزندی را از دست داده‌اند و سایه‌ی این فقدان بر زندگی آن‌ها افتاده است. در این میان، شکل‌گیری یک رویداد نامتعارف و به دنیا آمدن بره‌ای عجیب و هیبرید از یکی از میش‌های آن‌ها، زندگیشان را تغییر می‌دهد و جریانات دیگری را رقم می‌زند.

در نخستین ساخته‌ی این کارگردان، حس فقدان و خلایی که با ظرافت بسیار در شروع فیلم برانگیخته می‌شود، ناگهان با تولد بره‌ای از بین می‌رود و با موجودی هیبرید مواجه‌ایم که رشد می‌کند، یک ژاکت آبی می‌پوشد، در اطراف خانه چرخ می‌زند، پدر و مادرش او را دوست دارند و همچون موهبت یا ذلتی است که به ماریا و اینگوار برای پرورش داده شده است. این یک داستان وهم‌آلود، شوک‌آور و جالب توجه است که با آمیختن تنهایی، رنج، هوس، هراس و اندکی شوخ‌طبعی به رشد و نمو می‌رسد و البته بازیگران، با بازی پیچیده و تاثیرگذار در پیشبرد آن کمک می‌کنند و مخاطب را به زیبایی همراه می‌سازند و حس ترس را به درستی در این داستانِ پر تعلیق به‌وجود می‌آورند، حس این‌که در صحنه به صحنه نمی‌دانیم قرار است چه اتفاقی بیفتد، اما مطمئن هستیم، هرچه که هست، ارزش صبر کردن را دارد.

ساباتیک، مرزی میانِ خدا و شیطان

نکته‌ی حائز اهمیت دیگر در سینمایی «برّه» این است که فیلمساز با استفاده از وجوهات سمبولیستی و بازتابیده باورهای گذشته، اشارات جالب توجه‌ای را رقم می‌زند. فی‌المثل حضور مستقیم و بی‌واسطه‌ی کاراکتر بافومت با سر بز یا قوچ و بدن انسانی که خدایی است که گفته می‌شود توسط شوالیه‌های معبد، مورد پرستش قرار می‌گرفته و متعاقبا در رو‌ش‌های مختلف علوم غیبی و عرفانی گنجانده شده و از سال ۱۸۵۶، نامش با تصویر بز ساباتیک همراه بود، که حاوی عناصر دوگانه است که به نوعی نماد تعادل و اجتماع اضداد را نشان می‌دهد، فی‌المثل نیمی انسان و نیمه حیوان، نر و ماده، خیر و شر و الخ. ناگفته نماند که این نماد در اصل در گذشته برای توصیف عقاید و یا خدایان شوالیه‌های معبد استفاده می‌شده که متهم به پرستش آن‌ها بودند، اما به مرور زمان مورد استفاده فرقه‌های پنهانی فراماسونری و مخالفین حکومت‌های مستبد مذهبی همچون شیطان پرستان، قرار گرفت و البته نماد رسمی کلیسای شیطان هم شد. نمادی از  قدرت و غلبه شر و تاریکی با سر بزی که نشان شهوت و گناه است و  بدن انسانی/الهی که ذات او با معنویات، مقدسات و خداباوری پیوند خورده است و اتصال و امتداد همیشگی دو قطب خیر و شر.

و اما ارجاع دیگر فیلمساز در  انتخاب «برّه» در این فیلم حائز اهمیت است. بره‌ای که به عنوان موجود به دنیا آمده از پس تاریکی‌هاست و نماد معصومیت در دنیای حیوانات است، و البته در فرهنگ مسیحی، نماد عیسی‌مسیح است. ناگفته نماند که برّه‌ی خداوند از القاب مهم عیسی‌مسیح در کتاب مقدس است که در روایات مسیحی، اشاره به معصومیت او به هنگام به صلیب کشیده شدن با هدف بازخریدن گناه نوع بشر بر روی زمین دارد. اما در این‌جا اتفاق مهم جایی شکل می‌گیرد که پدر  این بره‌ بافومت است که معروف‌ترین وجه لوسیفر در غرب است. در این‌جا نیز فیلمساز با دیگر لقب عیسی مسیح در فرهنگ مسیحیت؛ یعنی فرزندِ انسان، شیطنتی می‌کند و با به تصویر کشیدن فرزند بافومت در قالب یک بره معصوم، این درهم‌آمیزی را انجام می‌دهد. بافومت که با سر بز و پیکره انسانی به تصویر آمده، نماد طبيعت حيوانی و گناهكار، تمايلات و غرايز پست انسانی است و البته اين جنبه حيوانی بخش مهم و لاینفک انسان است كه در نهایت با هماهنگی و تعادل با نیمه‌ی انسانی/الهی به یکپارچگی می‌رسد.

در نهایت می‌توان گفت تاکید بر مناظر بکر و دورافتاده، تصاویر منجمد و ساکن، فیلمبرداری و تدوین دقیق، اشارات سمبولیستی، ارجاع به کهن‌الگوها، پیچیدگی‌های داستانی مرموز، گذرگاه‌های سکوت بین شخصیت‌ها، موسیقی شوم و دلهره‌آور، بازی‌های قوی و الخ... که در اولین فیلم این فیلمساز وجود دارد، بی‌شک یک دستاورد چشمگیر به حساب می‌آید. «برّه» یکی از آن فیلم‌هایی است که رابطه‌ی غریب گنگ و درهم‌آمیختگی و شکاف میان قلمرو امور انسانی و نظام طبیعت را در هاله‌ای از ابهام به تصویر می‌آورد و از ارضای هرگونه نیاز به بیش‌تر توضیح دادن، پرهیز می‌کند و ما به سادگی با وضعیت موجودی غریب در جهانی غیرقابل انکار و البته زیبا و خطرآفرین و تا حدی نگران کننده روبه‌رو هستیم و فیلمساز با ملایمت مخاطب را به سمتی می‌برد که هر چه می‌تواند استنباط کند، درک کند و بپذیرد و در نهایت از مواجهه با این امرِ غریبِ ترسیمی  به کاتارسیس عاطفی برسد.

 

یاسمن اسمعیل‌زادگان