«جیمز کامرون»: شخصیت «جان کانر» در Terminator 2 حاصل مصرف اکستاسی است

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

 

یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های «ترمیناتور» حاصل مصرف اکستاسی و یکی از ترانه‌های «استینگ» بوده است.

 

فیلم «ترمیناتور: روز داوری» (Terminator 2: Judgment Day) در تاریخ ۱ ژوئیه سی ساله شد. این فیلم به کارگردانی «جیمز کامرون» کارگردان اغلب یکی از بهترین دنباله‌های تاریخ سینما نامیده می‌شود. کامرون به مناسب سی‌امین سالگرد اکران فیلم، در مصاحبه با «رینگر» فاش کرده است که ایده خلق شخصیت «جان کانر» ۱۰ ساله، فرزند «سارا کانر» پس از مصرف اکستاسی به ذهنش خطور کرده است.

کامرون می‌گوید: «به یاد می‌آورم که یک بار آن‌جا نشسته بودم و پس از مصرف اکستاسی نشئه بودم، و یادداشت‌هایی برای «ترمیناتور» می‌نوشتم، و تحت تأثیر آهنگ «استینگ» قرار گرفتم، آن یکی که می‌گوید: «امیدوارم روس‌ها هم بچه‌هایشان را دوست داشته باشند.» و فکر کردم: «می‌دانید؟ ایده جنگ هسته‌ای به خودی خود متضاد زندگی است.» این بچه از آن‌جا می‌آید.»

چه کسی تصور می‌کرد که یکی از کلید‌ی‌ترین شخصیت‌های چندگانه «ترمیناتور» حاصل مصرف مواد بوده باشد در حالی که گویا T-1000 با بازی «رابرت پاتریک» از ابتدا وجود داشته است. وقتی استودیوی فاکس برای دنباله با کامرون تماس می‌گیرد، کارگردان یک راست به سراغ گروه جلوه‌های ویژه می‌رود تا ببیند آیا ایده خلق شخصیتی جیوه‌ای ممکن است یا نه.

کامرون توضیح می‌دهد: «با «دنیس مورن» در آی‌ال‌ام حرف زدم. گفتم: «ایده‌ای دارم. اگر بتوانیم شخصیت آب-گونه فیلم «ورطه» (Abyss) را برداریم، اما آن را متالیک کنیم تا مشکل شفافیت نداشته باشد، اما مشکل انعکاس روی سطحش وجود دارد، و آن را به یک شخصیت کاملاً انسانی تبدیل کنیم که بتواند بدود و از این قبیل کارها، و بتواند به شکل یک انسان دیگر درآید، و بعد به نسخه متال خودش برگردد، و این را در سراسر فیلم پخش کنیم، آیا ممکن است؟» گفت: «فردا با تو تماس می‌گیرم.»»

کامرون ادامه می‌دهد: ««تام شراک» سال‌ها مدیر پخش فیلم‌ها در استودیوی فاکس بود، او گفت: «چه کسی فکر می‌کرد که فیلمی ۶۰ میلیون دلاری می‌سازیم که فقط قرار است زمینه‌ساز «ترمیناتور ۲» باشد؟» آن‌ها هنوز از این موضوع ناراحت بودند که «ورطه» برای‌شان سودآور نبود، و به سختی هزینه‌های تولیدش را جبران کرد.»

تکه بعدی پازل «لیندا همیلتون» و خود «سارا کانر» بود: «با او تماس گرفتم و گفتم: «ببین، می‌خواهند برای ساختن یک دنباله پول زیادی به ما بدهند. هستی یا نه؟ اما بین خودمان باشد، اگر سارا برنگردد نمی‌خواهم این فیلم را بسازم و نمی‌خواهم برای این نقش بازیگر دیگری انتخاب کنم، پس باید بگویی که بازی می‌کنی.»»

کامرون اضافه می‌کند: «این بود که گفت: «باشد، در اصل، هستم، اما می‌خواهم دیوانه باشم.» گفتم: «خوب، منظورت از دیوانه چیست؟ چقدر دیوانه؟» گفت: «دیوانه، یعنی مرا دیوانه کرده باشند.» گفتم: «یعنی مثلاً در بیمارستان روانی باشی، بستری شده باشی؟» گفت: «بله دقیقاً. بگذار دیوانه‌بازی درآورم. بگذار به سرم بزند.» گفتم: «بسیار خوب. نسخه دیوانگی من را بازی خواهی کرد.» و او گفت: «بسیار خوب، قبول است.»»