دنیای دیسی در شماره جدید کامیک Thor نابود میشود!
[حاوی اسپویلر از کتاب کامیک «ثور ۲» (Thor #2) به نویسندگی «دانی کیتس»، «نیک کلاین» و «مت ویلسون»]
وقتی که مارول مجموعه کتابهای مصور جدید شخصیت «ثور» را «سیاهترین زمستان» (The Blackest of Winters) نامید، پیشبینی دورانی ظلمتبار میشد. «دانی کیتس» نویسندهی «ثور» اوایل ژانویه در مصاحبه با سیبیآر فاش کرد که در جلد دوم کتابهای این شخصیت آزگاردی اعضای «لیگ عدالت» از بین میروند. «زمستان سیاه» چنان قدرتمند است که «گالاکتوس» را هم از بین برده و حالا تمام «دنیای دیسی» را از هستی ساقط کرده است.
«زمستان سیاه» در شمارهی اول کامیک «ثور» و براساس تصویری که کیتس در صفحهی توئیترش به اشتراک گذاشته، نیرویی شبیه به «تانوس» و «پایان همهچیز» توصیف میشود. در تصاویر دیگر از «خدای خورشید»، «خدای اقیانوس» و خدای سرعت و نیرو نام برده میشود و چیزی که به نظر «سوپرمن» میرسد در آسمان به پرواز درآمده. مارول نامی آنها به علت مسائل تجاری نمیبرد اما ارجاعی روشن دارد به «سوپرمن»، «بتمن»، «آکوامن» و «فلش» و با این کار نشان میدهد که «زمستان سیاه» تا چه اندازه نیرومند است.
اوایل ژانویه مارول اعلام کرد که دوران هفت-سالهی نویسندگی «جیسون آرون» برای «ثور» با «شاه ثور» (King Thor) به پایان میرسد. در اولین جلد از «ثور» به نویسندگی کیتس که شب سال نوی گذشته منتشر شد، «ثور» به آل-فادر آزگارد تبدیل میشود و ماجراجوییهای جدیدی پیش روی خود میبیند. به زودی «گالاکتوس» به آزگارد سقوط و فاش میکند که چیزی به نام «زمستان سیاه» از راه خواهد رسید. «سیلور سرفر» به «ثور» میگوید که «زمستان سیاه» دنیایی که «گالاکتوس» از آنجا آمده را نابود ساخته، بنابراین او تنها بازمانده و تنها امید برای جلوگیری از نابود شدن آزگارد است.
«ثور» سپس «گالاکتوس» را احیا میکند و او را برای مهار انرژی منحصر به فردی که از سیارههای خاصی آمده میفرستد. این سیارهها «گالاکتوس» را به قدرت رساندهاند و او را برای جلوگیری از «زمستان سیاه» توانمند ساختهاند. «سیلور سرفر» میخواهد «گالاکتوس» را به سیارهها راهنمایی کند، اما «گالاکتوس» نقشههای دیگری دارد. او سعی میکند از «ثور» دور نماند، بنابراین او را به «منادی آذرخش» تبدیل میکند.
کیتس توضیح میدهد: «این ایدهای بود که از مدتها قبل در ذهن داشتم و برای اجرای آن باید تحقیقات بسیاری انجام میدادم. اساساً ایدهی این شخصیت شرور به دههها قبل برمیگردد. در آثار «جک کربی» چیزهایی یافتم که مرا بهشدت تحت تأثیر قرار داد و هیچکس تاکنون به آن نزدیک نشده بود. بنابراین، با «تام بروورت» تماس گرفتم و گفتم: «امکان دارد که کسی تا به حال این را توضیح نداده باشد؟» گفت: «نه.» پرسیدم: «میتوانم انجام دهم؟» موافقت کرد. بنابراین ایدهاش را در ذهن پروراندم و دیدم برای «ثور» مناسب است.»
او در ادامه میگوید: «اولین سیر شخصیتی در واقع مقدمات را فراهم میکند. سپس هر سیر شخصیتی عظیمتر میشود و بعد در اولین جلد خواهید دید که سه یا چهار ابهام و سؤال شکل میگیرد. ما این پرسشها را در طول چند سال پاسخ میدهیم. بنابراین اگر مخاطبین به اولین سیر شخصیت علاقهمند باشند پیگیر میشوند! برای اینکه اتفاقات عظیمتر و بدتر میشوند.»