مصاحبه جدید «شان بین» بازیگر نقش ند استارک درباره‌ی اپیزود پخش نشده Game of Thrones

زمان مطالعه: ۶ دقیقه

[حاوی اسپویلر از فصل اول] با نزدیک شدن به زمان پخش فصل آخر سریال پرطرفدار «بازی تاج و تخت» (Game Of Thrones)، هیجان طرفداران سریال بالا رفته و هر روز خبری یا عکسی یا ویدئویی از آن به بیرون درز می‌کند و آتش هیجان را شعله‌ورتر می‌کند. به همین دلیل، اینترتینمنت ویکلی به سراغ بازیگر اولین نقش اصلی این سریال در فصل اول آن یعنی «شان بین» رفته و با او در مورد حال و هوای فصل اول و خاطرات او از آن فصل صحبت کرده. بین در این مصاحبه در مورد پایلوت اولیه‌ی پر رمز و راز سریال که هرگز رنگ آنتن تلویزیون را به خودش ندید صحبت کرده. همچنین راجع‌ به سکانس مرگش و میزان اطلاعش از خط داستانی توضیح داده.

طبق شنیده‌های قبلی، آن پایلوت شامل بازیگرانی می‌شد که از پروژه جدا شدند (مانند جنیفر اِل در نقش کیتلین استارک که بعدتر جای خودش را به میشل فرلی داد)، و بعد از آنکه خالقان سریال، یعنی دیوید بنیاف و دی. بی. وایز به صورت آزمایشی آن را برای دوستانشان به نمایش درآوردند، آن قسمت تکه‌تکه شد. وایز زمانی در مصاحبه‌ای اقرار کرده بود: «تماشای آن‌ها در حال تماشای پایلوت اولیه، تجربه‌ی تحقیرآمیز و دردناکی بود. آن‌ها افراد باهوشی بودند، و آن پایلوت به طرز واضحی از نظر هیچ کدام از آن‌ها جواب نمی‌داد.»

بین در مصاحبه‌ی اخیرش در باره‌ی پایلوت مورد نظر اینگونه گفته: «کار پیچیده‌ای بود. پر از صحنه‌های عظیم. نمونه‌ای از هرآنچه که قرار بود سریال به آن دست یابد. که البته در آن مقیاس، باعث می‌شد داستان اندکی گم شود.» او درباره‌ی بعضی از صحنه‌های پایلوت اصلی که در قسمت اولی که از شبکه‌ی اچ‌بی‌او پخش شد، حذف شده‌ بودند می‌گوید: «من صحنه‌ای را به خاطر می‌آورم که در آن برن به همراه والدینش در زیر درخت قدیمی نشسته و آن‌ها با او درباره‌ی زندگی صحبت می‌کنند. برن در آن صحنه طفل معصوم و خردسالی بود و بازیگرش آیزاک [همپستد رایت] نیز همینطور. همچنین صحنه‌های زیبایی از بازی به همراه [میسی] ویلیامز در نقش آریا به خاطر می‌آورم. از آن صحنه‌ها بسیار لذت می‌بردم. به این دلیل که خیانت‌های زیادی در داستان در جریان بود و به نظرم آن صحنه‌ها برجسته می‌شدند. چرا که بسیار طبیعی بودند و مخاطب با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کرد؛ رابطه‌ی زیبای یک پدر با فرزندانش.»

او اضافه می‌کند: «همچنین یک ضیافت را به خاطر می‌آورم. که بسیار جذاب بود. ضیافتی به همراه شاه رابرت بود و آن را در اسکاتلند فیلمبرداری کردیم. همه‌ی خانواده‌ها دور هم جمع شده بودند. و مقداری از حس تنش وحشتناکِ موجود، در جریان بود. که بازتابی بود از اتفاقاتی که بعد از آن رخ می‌داد.»

او در جواب اینکه آیا از حقیقتِ ماجرای «جان اسنو» اطلاع داشته می‌گوید: «راستش نه. گفته بودند که اتفاقاتی افتاده و پیچش‌هایی خواهیم داشت، اما به ما در حدی اطلاعات می‌دادند که مورد نیاز فصل اول بود. به اندازه‌ی کافی خط داستانی و ماجرا برای آن فصل داشتیم. با وجود داستان‌های بسیار و پرجزئیات و خاندان‌های متعدد و دنیاهای متفاوت، هرگونه اطلاعات اضافی، بار بیش از حد بود و و ممکن بود به سریال ضربه بزند.»

شان در مورد ملاقاتش با سازندگان قبل از شروع فیلمبرداری می‌گوید: «دیداری با آن‌ها داشتم و با هم نهار خوردیم. درباره‌ی شخصیت ند صحبت کردیم و واقعا هیجان داشتم که فرصت بازی در چنین نقشی را پیدا می‌کنم. در آن هنگام تنها من و پیتر [دینکلیج] به عنوان بازیگر انتخاب شده بودیم.» او اقرار می‌کند که تصور نمی‌کرده سریال به چنین موفقیت و شکوهی دست پیدا کند. ادامه می‌دهد: «من فقط به اجرای درست نقش خودم فکر می‌کردم. درست مانند بقیه. می‌دانستیم بخشی از یک اتفاق جذاب هستیم، اما حقیقتا هیچکدام از ما فکر نمی‌کرد سریال این‌چنین بزرگ شود و تبدیل به پدیده‌ای مهم در سطح جهانی شود.»

بین همچنین نگاهی به صحنه‌ی آیکونیک مرگش می‌اندازد. صحنه‌ی گردن زده شدنِ ند در قسمت ماقبل آخر فصل اول، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین پیچش‌های داستانی در تاریخ تلویزیون شناخته می‌شود. این در حالی است که مرگ ند در کتابِ جورج آر. آر. مارتین، یکی از مهم‌ترین نقاط عطف داستان است و همه‌ی خوانندگان کتاب از آن اطلاع داشتند.

بین ضمن اشاره به این واقعیت که از ابتدای فیلمبرداری از سرنوشت ند و محدود بودنِ نقشش در سریال آگاه بود، بیان می‌کند: «مرگ ند فوق‌العاده بود، چرا که غافلگیرکننده بود و کسی انتظارش را نداشت. با خودم فکر می‌کردم که چگونگیِ برداشتِ آن توسط سازندگان شگفت‌انگیز است. من مُردم! بعد از آن اما هنوز تعدادی صحنه‌ی جلوتر از همان قسمت مانده بود که باید فیلمبرداری می‌کردیم، بنابراین آن صحنه، پایانِ کار من سرِ صحنه‌ی سریال نبود. ما در مالت بودیم. هوا به شدت گرم بود. همه آنجا حاضر بودند، و با وجود چنین شرایطی، یک اتفاق خنده‌دار هم با چوبه‌ی اعدام افتاد. اتفاق ناخواسته‌ای بود، که باعث شد کم‌کم همه شروع به خنده‌ی آرام و سپس قهقهه کنند. زمانی که سر قطع شده بر روی زمین افتاد، اشتباهی رخ داد. بعضی وقت‌ها صحنه خوب پیش نمی‌رود و وسایل درست کار نمی‌کنند. اتفاق خنده‌داری بود. و فضای جدی را کمی تلطیف کرد.»

علیرغم اینکه شخصیت ند استارک تنها در فصل اول حضور داشت، یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین شخصیت‌های داستان باقی ماند. بین می‌داند چرا: «او یک انسان محترم و باشرافت است. او بسیار صادق است. مرد قولش است. البته کارهای دوست‌نداشتنی هم انجام می‌دهد. مانند گردن زدنِ آن نگهبانی که گریخته بود، اما مرد منصف و بی‌غرضی است. و تحت هر شرایطی به اصول خودش وفادار می‌ماند. بدون در نظر گرفتن اینکه علیه چه کسی به پا خاسته است. او به خاطر این ویژگی‌هایش در قلب تماشاگران ماندگار شد. او یکی از آن «آدم‌های خوب» بود. در داستان بازی تاج و تخت تعداد بسیار کمی آدم خوب داریم و او اولینشان بود. پسران و دخترانش این ارزش‌ها را از او به ارث بردند و داستان را از این نظر غنی کردند. علت اصلی این غنای مفهومی شخصِ «ند» بود.»