بررسی فصل ششم و پایانی House of Cards: دستورالعمل خراب کردن یک سریال عالی!
تا سال ۲۰۱۳ نتفلیکس تنها به عنوان سرویسی برای استریم فیلم و سریال شناخته میشد. اما با اعلام یک خبر جدید و جذاب، دوران تازهای برای سرویسهای استریم فیلم و سریال شروع شد. خبر این بود: نتفلیکس قرار است اولین سریال اوریجینال خود را بسازد. وقتی وارد جزئیات میشدی، خبر جذابتر هم میشد: همکاری «کوین اسپیسی» به عنوان بازیگر و «دیوید فینچر» به عنوان کارگردان.
سریال «خانهی پوشالی» (House of Cards) پخش شد و با هجوم واکنشهای مثبت مواجه شد. خالق سریال بیو ویلیمون که پیش از آن تنها نویسندگی فیلمنامهی فیلم تحسین شدهی «نیمهی ماه مارس» (The Ides of March) را در کارنامهاش داشت، سریال را بر اساس یک سریال بریتانیایی معروف قدیمی ساخته بود. با به روز کردن داستان و شخصیتها و حوادث و گرد هم آوردن مجموعهای از بهترینهای عرصهی نمایش، سریال شاهکاری ساخته شد و بسیار خوش درخشید و راه را برای سریالهای اوریجینال بعدی نتفلیکس هموار کرد.
سریال ماجراهای پیچیدهی مردی به نام «فرانسیس آندروود»، یکی از وزرای کابینهی آمریکا در تلاش برای رسیدن به ریاست جمهوری را روایت میکرد. مردی که برای رسیدن به قدرت دست به هر کاری میزند و از هیچ چیزی ابایی ندارد. داستانی پر فراز و نشیب که رفتهرفته و بعد از سه فصل به سراشیبی افتاد و رو به زوال رفت. مانند اکثر سریالهای دیگر، سازندگان نتوانسته بودند سریال را با قدرت قبلی ادامه بدهند. خط سیر اصلی سریال هم تغییر کرده بود. اما افتش آنقدر زیاد نبود که نشود ادامهاش را تماشا کرد و بیخیال پیگیری سرنوشت فرانسیس و همسرش «کلیر آندروود» شد. همه چیز اما پارسال تغییر کرد:
اسپیسی درگیر اتهامات تعرض جنسی شد. با اینکه نامهی شبه معذرتخواهی نوشت، نتوانست از پیامدهای شوم بعدی جلوگیری کند و همه چیز برای او تمام شد. بعد از اینکه «ریدلی اسکات» او را از فیلمش «همهی پولهای دنیا» (All the Money in the World) حذف کرد و صحنههایش را با «کریستوفر پلامر» بازسازی کرد، نتفلیکس اعلام کرد که اسپیسی را اخراج کرده و دیگر حاضر به همکاری با او نیست. و بعد اعلام کرد که فصل بعدی را بدون حضور او میسازد و این فصل یعنی فصل ۶ آخرین فصل سریال خواهد بود.
فصل ۶ در تاریخ ۲ نوامبر ۲۰۱۸ پخش شد و بدترین فصل تاریخ سریال بود. در حدی که مخاطب با خود بگوید کاش ادامه نمیدادند. سریال افت شدیدی دارد. دیگر خبری از ماجراهای پیچیدهی پشت پرده مقامات آمریکایی نیست. ماجرا حول موضوع مهم دو سال اخیر میچرخد: جنبش زنان. اینکه کلیر آندروود با بازی «رابین رایت» چگونه در جامعهای مردانه مبارزه میکند تا به چیزی که میخواهد برسد و او هم در این راه مانند شوهر سابقش از هیچ کاری ابایی ندارد.
از آغاز فصل ششم ما شاهد جامعهای هستیم که بخاطر زن بودنِ کلیر علیه او هستند. فصل با سکانسی شروع میشود که مردم او را در شبکههای اجتماعی تهدید به مرگ کردهاند و سپس و در ادامه صحنههایی میبینیم از دوران کودکی و دوران کالج کلیر که اطرافیانش به او میگویند تو باید حرف کوش کن باشی و کاری را که بهت میگویند انجام بدهی و...
فرانسیس آندروود که در پایان فصل قبل به دلیل فساد از ریاست جمهوری کنار گذاشته شده بود ظاهرا جایی بین دو فصل مرده و حالا کلیر که به عنوان رئیس جمهور آمریکا جانشینش شده، قدرتمندتر از همیشه بدونِ اینکه سایهی مردی بالای سر او باشد، به عنوان قدرتمندترین فرد آمریکا در رأس امور است. حالا باید با دشمنان جلو و پشت پرده دست و پنجه نرم کند. افراد و گروهها و محافلی که قدرتهای پشت پرده آمریکا هستند و تعیین میکنند چه تصمیماتی گرفته شود.
کاش تمام داستان فصل ۶ همین بود. بگذارید قبل از اینکه راجع به حواشی جنبش زنان شویم، به همین خط داستانی بپردازیم. و اینکه چرا ضعیف و ناامیدکننده است. قدرتهای پشت پرده را در فصلهای قبلی هم دیده بودیم. افراد قدرتمندی که برای منافع خودشان به سیاستمداران دیکته میکنند چه چیزی را انجام بدهند. در فصول اول و دوم یکی از خطوط داستان همین بود و تقابل فرانسیس را با این افراد داشتیم.
حالا اما در این فصل این تقابلها در مقایسه با فصل اول، کاریکاتوری به نظر میرسد. دیگر از آن داستانهای جاندار و پیچیده خبری نیست. همه چیز عیان است. خانوادهی شپرد، یا به طور دقیقتر خواهر و برادر شپرد با بازی دایان لین و گرگ کینر، که سابقهی آشنایی با خود کلیر هم دارند و حالا که کلیر حاضر به سازش با آنها نمیشود، علیه او دست به اقدام میزنند. خبری از آن نیتها و قصدها و داستانهای پیچیده نیست. خبری از هیچ داستانی نیست. فقط میبینیم که این افراد خواستهای دارند و کلیر با آنها موافقت نمیکند. همین! تمام شد. داستان آنقدر بیظرافت نوشته شده که حتی قابل اسپویل کردن هم نیست. اینها قرار است نماینده محفل قدرمتند پشت پرده سیاستهای آمریکا باشند، ولی بسیار سادهانگارانه نوشته شدهاند. اتفاقی که واقعا ناراحتکننده است. خصوصاً وقتی با آنتاگونیستهای قدرتمند فصل اول و دوم مقایسهاش کنیم.
اما نکات منفی سریال به اینجا ختم نمیشود. معضل اصلی هنوز پابرجاست. تمام اقدامات کلیر و حواشی داستان، همه سر ماجرای جنبش زنان است. و این لطمهی بدی به سریال وارد کرده. همه میدانیم که جنبشهای MeToo و Time’s Up چه جنبشهای درست و خیرخواهانهای هستند و اینکه نه فقط برای زنان که برای همهی جامعه میتوانند مفید باشند. اصلاً بحث سر پرداختن به این موضوع نیست. مسئله این است که شما یک تریلر جذاب سیاسی دارید با یک داستان جذاب. چرا ناگهان باید تغییر داستان بدهید؟ میخواهید راجع به جنبش زنان محتوا بسازید؟ محتوای اوریجینال بسازید. چرا باید یک سریال خوب را خراب کنید؟
سریال نه تنها دیگر یک تریلر سیاسی نیست، که سریال خوبی نیست. سریال خوبی دربارهی قدرت زنان هم نیست. سازندگان با خود گفتهاند حالا که کوین اسپیسی را حذف کردیم، تهدید را به فرصت تبدیل کنیم. پس موضوع قدرت زنان را دستمایه کردهاند. ولی حواسشان نبوده و گل به خودی زدهاند. نکتهی جالب اینجاست که کوین اسپیسی اصلاً به زنان تعرض نکرده بود، بلکه شاکی پروندهی او مرد بود. البته که باید در این زمینه اقداماتی صورت بگیرد، ولی وقتی یک سریال را خراب کنید، نتیجهی عکس میدهد.
از آنجا که دیگر تصویر و صدا و حتی اسم کوین اسپیسی قابل پخش نیست، ما در این فصل سریال، یک حفرهی بزرگ داریم. سازندگان خواستهاند جای آن را با داستان معماگونه پر کنند، ولی در این اتفاق هم موفق نمیشوند و تماشاگر سردرگم میماند تا برسد به قسمت ماقبل آخر و ماجرایی که تازه به خودش رنگ و رو میگیرد. سریال سعی کرده مانند همیشه به روز باشد و موضوعات داغ روز را هم در خودش بگنجاند، ناخنکی به رسوایی فیسبوک و موسسهی کمبریج آنالیتیکا زده، و در مورد داعش و سوریه هم خردهداستانی دارد. که همه در سایهی مضمون اصلی قرار میگیرند و راهی به جایی نمیبرند.
نیمهی دوم سریال از نیمهی اولش بهتر است و آنجاست که مضمون اصلی این فصل، قدرت زنان، چرخشی پیدا میکند تا جذابتر شود، ولی بخاطر داستان سرهمی و هولهولکیِ نیمهی اول، نتیجهاش اسفبار است. تنها نکتهی مثبت چشمگیرِ سریال بازی خوب رابین رایت است که آن هم درون این داستان آبکی نمیتواند تاثیرگذار باشد. ما ماندهایم و یک سریالِ سابقاً عالی که بخاطر اتفاقات ظاهراً غیرقابل اجتناب، تبدیل به یک فاجعه شده. و جملهای که در ذهنمان مرور میکنیم: شاید بهتر بود ادامه نمیدادند!