مصاحبه با «گییرمو دل تورو» برنده شیر طلای جشنواره ونیز
«گییرمو دل تورو» کارگردان مکزیکی این هفته با فیلم «شکل آب» (The Shape of Water) شیر طلای هفتادوچهارمین جشنواره فیلم ونیز را تصاحب کرد. این فیلم فانتزی که در سالهای جنگ سرد روایت شده، یک زن نظافتچی به نام الیسا با بازی «سلی هاکینز» با یک مردماهی باستانی روابط عاشقانهای برقرار میکند.
دل تورو در مصاحبه با ورایتی، با مقایسه فیلمش با «دیو و دلبر» میگوید: «معمولاً دو نسخه از دیو و دلبر وجود دارد. یکی دینیتر است و در آن روابط دو شخصیت اصلی به عشقی افلاطونی محدود شده و آنان هرگز با هم درنمیآمیزند. و دیگری در حقیقت برعکس آن یکی است... و به نظر من ناخوشایند. من هیچ کدامش را نمیپسندم. در این فیلم من میخواستم تأکید کنم که کاراکتر الیسا یک زن معمولی و یک زن کامل است: خیالبافی میکند و با آسودگی خیال برای خودش صبحانه درست میکند. میخواستم [روابط شخصیتها] به شکلی طبیعی، غیرسودجویانه و زیبا و کاملاً زیستی باشد. اما بهرحال آنان رابطه جنسی هم برقرار میکنند!»
دل تورو معتقد است رابطه رومانتیک پرشور فیلم از اهیمت بیشتری نسبت به مفاهیم سیاسیاش برخوردار است. وی یادآور میشود که «فانتزی یک ژانر به شدت سیاسی است، اما اولین کنش سیاسی که باید انجام دهیم این است که عشق را به ترس ترجیح دهیم، چرا که در زمانهای زندگی میکنیم که ترس و بدبینی فراگیر گشته، بنابراین اولین وظیفه ما این است که به عشق ایمان داشته باشیم.»
دل تورو پیرامون جهانهای موازی فیلمش که یکی به دوران جنگ سرد برمیگردد و دیگری به عصر حاضر میگوید: «وقتی یک آمریکایی صحبت از عظمت دوباره آمریکا میکند، (اشاره به شعار تبلیغاتی ترامپ در انتخابات 2016) به نظرم به سالهای رویایی آمریکا در سال 1962 میاندیشد: آمریکایی که آیندهنگر بود، و سرشار از امید و آرزو. اما همزمان نژادپرستی، تبعیض جنسی و اختلاف طبقاتی هم وجود داشت. ما امروز با بسیاری از مشکلاتی که در آن زمانه وجود داشت مواجه هستیم.»
هاکینز که بازی شگفتآوری در نقش الیسا از خود به نمایش گذاشته نیز میگوید وقتی پیشنهاد بازی در فیلم دل تورو را دریافت کرده درحال ایدهپردازی برای فیلم خودش بوده است. ایدههایی که سنگ بنای شخصیتش در «شکل آب» شدند. «درحال نوشتن متنی برای یک فیلم کوتاه بودم... در مورد زنی که نمیداند یک پری دریایی است. دستنوشتههایی پراکنده بیش نبود.»
«ایجنتم با من تماس گرفت و گفت: "گییرمو تو را برای ایدهاش انتخاب کرده، هنوز چیزی نوشته نشده، در مورد زنی است که عاشق یک مردماهی میشود. در سالهای جنگ سرد اتفاق میافتد." نزدیک بود گوشی موبایل از دستم بیفتد! قصه جادویی و نادر است. یکی از آن چیزهای عجیب و معاصر است که شاید از درک ما خارج باشد.»